شمارهٔ ۱۶۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای حسن تو سرچشمه غوغای قیامت
جویای وصالت، چمن آرای قیامت
امروزم اگر دامن وصلت ندهد دست
دست من و دامان تو فردای قیامت
آیینه به دست آر [و] ببین صورت خود را
گر هست ترا ذوق تماشای قیامت
زین گونه که هر روز کنی وعده به فردا
ترسم که شود وعده به فردای قیامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به حسن (مظهر زیبایی و محبوبیت) اشاره میکند و او را منبع شور و هیجان قیامت میداند. شاعر ابراز میکند که اگر امروز نتواند به وصال حسن دست پیدا کند، امید دارد که فردا در قیامت بتواند به او برسد. او از حسن میخواهد که خود را در آیینه ببیند و از زیباییاش لذت ببرد. در نهایت، شاعر به این نگرانی اشاره میکند که اگر هر روز وعدهای برای فردا بگذارد، ممکن است این وعده به قیامت موکول شود و هرگز محقق نگردد.