نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۵ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر ز دنیا بکشی پای، چنان دور بکش

که اگر سعی کنی، دست به دنیا نرسد

من کجا، دسترس قیمت وصل تو کجا

ترسم از مفلسی ام کار به سودا نرسد

خنده گر بر در و دیوار جهان ریخته است

غیر دندان تاسف به لب ما نرسد

گر به طغرا نظری می کنی، امروز بکن

بلکه از درد فراق تو به فردا نرسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دوری و فاصله‌ای که از دنیای مادی دارد اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که اگر بخواهد از دنیا جدا شود، باید به گونه‌ای باشد که نتواند به آن دسترسی پیدا کند. او همچنین درباره ناامیدی و درد فراق می‌گوید و ابراز نگرانی می‌کند که نکند در آینده نیز نتواند به معشوق خود برسد. در انتها، اشاره به لبخندها و شادی‌های دنیا دارد که برای او تنها حسرت و افسوس به همراه دارد.