شمارهٔ ۳۱۴ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گل به زر شاد و پریشانی عالم بر بید
نزند از چه درین باغ، جنون بر سر بید؟
تا توان یافت که آزاده این گلشن کیست
بر هر نخل عیان گشت و نهان شد بر بید
برگ سبزی نفرستاد به مجنون صفتان
کو نسیمی که درین کار شود رهبر بید
غیر طغرا که ز اسباب جنون آگاه است
کس ندانسته که شور از چه بود در سر بید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعری به بیان حال و هوای غمگین و پریشان باغی میپردازد که گلها و درختان آن تحت تأثیر جنونی ناشناخته قرار دارند. شاعر با اشاره به بید که نماد آزادگی است، به جستجوی آن کسی که میداند این جنون از کجا ناشی میشود، میپردازد. او به این نکته اشاره دارد که هیچکس از ریشهی این شور و شوق خبر ندارد، بهجز آن کسی که به عمق حالات درخت بید آگاه است. در نهایت، شاعر در پی راهی میگردد که او را به رموز این آشفتگی نزدیک کند.