نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۳ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نمی توان به هم آغوشی ات قناعت کرد

به حیرتم که چه سان می شود قبا قانع

شب وصال، ادب تا نگشت مانع شوق

به پای بوس نگشتیم چون حنا قانع

هزار بادیه سرگشتگی ست در هر گام

مشو به یک دو نشانی ز رهنما قانع

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و شوق عمیق خود اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که نمی‌تواند فقط به آغوشی ساده قناعت کند. او از حیرت و نارضایتی خود نسبت به وضعیت عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که حتی در شب وصال، ادب مانع شوق او بوده است. شاعر با اشاره به دشواری‌های عشق، تأکید می‌کند که نمی‌توان به نشانه‌های کوچکی قانع بود و باید در مسیر عشق با رهنما و هدایت‌گر حرکت کرد.