شمارهٔ ۴۶۹ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف
با ما به لب ساغر سرشار زند حرف
چشمک زدن نرگس او دلخوشی آورد
شاد است پرستار چو بیمار زند حرف
واعظ به سخن عزت خود را مده از دست
کم قدر شود مرد چو بسیار زند حرف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش پیر مغان میپردازد که از رموز میگوید و با ما حرف میزند. نرگس او چشمک میزند و باعث خوشحالی میشود. پرستار نیز از خوشی بیمار خبر دارد. در انتها، شاعر به واعظ توصیه میکند که به خاطر عزت خود سخنان بیمقدار نگوید، چرا که ارزش انسانی کم میشود وقتی که زیاد سخن میگوید.