شمارهٔ ۷۵۳ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بس که گشته شیوه اسلامیان حق دشمنی
حق گریزد از مسلمان در پناه ارمنی
دختر رز، گر نسازد با هوسناکان جام
می شود در مذهب مفتی، سیاست کردنی
قاضی ما بس که شد در رشوه خواریها دلیر
می شمارد تیغ را از رشوه های خوردنی
مشعل زرین توقع دارد از من میر شب
گر بود از شمع آهی کلبه ام را روشنی
چون بماند سنگ درکشمیر بربالای سنگ؟
خاک این ملک از ستم شد همچو آتش رفتنی
هر مسلمانی که نعمت پرور این باغ بود
شد ز دست هندوی حاکم، فقیر گلخنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از وضعیت مسلمانان و جامعه اسلامی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که مسلمانان به دلیل دشمنی و فساد درون خود، در واقع به حق و عدالت نزدیک نیستند و حتی حق نیز از آنها فرار میکند. همچنین به فساد در قضاوت و رشوهخواری قاضیان اشاره دارد. شاعر بر این باور است که در شرایط کنونی، امید به بهبود وجود ندارد و وضعیت عمومی جامعه همچنان رو به زوال و آتشسوزی است. در نهایت، او به فقر و گرفتاری مسلمانانی که در این وضعیت قرار دارند، اشاره میکند و به ظلم حاکمان هندو نیز انتقاد میکند.