شمارهٔ ۹۱ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر گل نکند در طلبت آبله از پا
دارد سر هر خار درین ره گله از پا
اعضای مرا بس که به هم بی تو نفاق است
پایم گله از سر کند و سرگله از پا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به این موضوع اشاره دارد که اگر عشق و طلب معشوق در دل نباشد، حتی گلها هم نمیتوانند به انسان آرامش دهند. او بیان میکند که در مسیر عشق، هر خار و سختی موجب رنجش میشود. همچنین، بیمعشوق بودن باعث نفاق و جدایی در وجود شاعر است، به طوری که تمام اعضای او از این جدایی رنج میبرند و هر یک از آنها از دیگری گله دارند. به عبارت دیگر، وجود معشوق و عشق او، برای شاعر مانند یک نیاز ضروری است.