شمارهٔ ۲ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / قصاید و مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو پنج گنج برآرم، خدیو هفت اقلیم
ز من خزانه دارای گنجه می خواهد
شود به هند چو خراط چرخ بر سر کار
ز چوب خشک تنم، ساق منجه می خواهد
ز بهر آنکه به رویم کشد سیاهی غم
مداد ساز فلک، زور پنجه می خواهد
تن ضعیف مرا سختیان تراش سپهر
به کهزن ستم خویش، رنجه می خواهد
چه سان به تنگ نیایم ز جلدساز وجود؟
که چون کتاب، مرا در شکنجه می خواهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف وضعیت خود و دشواریهای زندگی میپردازد. او از تلاشهایش برای رسیدن به موفقیت و ثروت سخن میگوید، اما همزمان احساس رنج و فشارهایی که از زندگی میکشد را نیز بیان میکند. او به چالشهای روحی و جسمی اشاره میکند و میگوید که حتی در تلاش برای بهتر شدن، احساس نارضایتی و غم همراه اوست. این ابیات به نوعی بازتابی از مبارزات انسانی و تلاش برای مقاومت در برابر مشکلات زندگی هستند.