نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / قصاید و مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بخت باید مرد را در هند پر دیو و پری

بخت اگر آید به سر، موری سلیمانی کند

زور طالع بین که مفلوکی ز اهل مدرسه

حکمرانی بر سپاه شاه کیهانی کند

میر شمشیر است ملایی که از بهر نمود

بر میان چون ترکشی بندد، قلمدانی کند

مشق تیراندازی و اسب عراقی تاختن

خان ما، بعد از خطاب خانخانانی کند

لشکر خود را کند استاده با تیر و تفنگ

عید قربان، گوسفندی را چو قربانی کند

بس که نامردی بود کارش به میدان وغا

می گریزد از زنی، گر حیز ترسانی کند

در سواری تا نیفتد بر زمین از پشت اسب

قاش زین را با دو دست خود نگهبانی کند

بر سردفتر چو بنشیند به انداز حساب

فرد را فریادی از تحریر نادانی کند

گر سخن در مجلس شه بگذرد از کیقباد

نقل عالمگیری اشعار خاقانی کند

آنچه بر هر کودکی روشن بود چون آفتاب

سر به گوش شه گذارد، عرض پنهانی کند

شاه اگر پرسد که اصل ناقه صالح چه بود

از خری، تعریف ذات گاو پالانی کند

قاضی دهلی چو گیرد رشوه بیجا ز خلق

بهر تنبیهش ستم بر شیخ ملتانی کند

غیر سرنای گلویش ساز دیگر کوک نیست

از نی انبان شکم چون بادپرانی کند

سوی بینی می برد از دست نافهمیدگی

در دهان خود گر انگشت پشیمانی کند

وقت آن آمد که گر رختی بدوزد بهر خود

از فلاکت، بند تنبان را گریبانی کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به نقد و طنز اجتماعی در هند پرداخته و ناهنجاری‌ها و ضعف‌های عده‌ای از افراد را به تصویر می‌کشد. شاعر به توصیف شخصیت‌هایی می‌پردازد که با وجود بخت و اقبال، به دلیل بی‌لیاقتی و نبوغ نداشتن، نمی‌توانند از فرصت‌ها بهره‌برداری کنند. مثلاً، فردی که در میدان جنگ فرار می‌کند یا قاضی که رشوه می‌گیرد، همه نشان‌دهنده فساد و ناتوانی هستند. همچنین اشاره شده که علیرغم ظاهر و مقام، بسیاری از این افراد به درستی وظایف خود را انجام نمی‌دهند و در نهایت بر مشکلات خود دامن می‌زنند. شاعر به وضوح به این واقعیت‌ها با زبانی طنزآمیز و انتقادی اشاره می‌کند.