بخش ۱ - ابیاتی از سرآغاز طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ساقینامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
زهی لطف سازنده آب و خاک
به رقص آور سبز طاووس تاک
مقام آفرین خمستان می
ترنم گشای گره زار نی
بلندی ده شیشه لعل کار
هوایی کن ابر یاقوت بار
شب افزای مشعل دوانان مل
سحرگه رسان چراغان گل
رقم پرور رقعه لاله ها
ورق شوی مجموعه ژاله ها
به چرخ آور باده لعل فام
جواهرتراش نگین دان جام
نوازنده ارغنون زبان
نگارنده پرده های فغان
خدایی که ساقی و جام آفرید
ز بهر بط باده، دام آفرید
سبوی فلک گرچه بی دسته است
به سرپنجه فیض او بسته است
خم می چو قامت برافراخته
سر خویش در راه او باخته
صراحی که خشک است پا تا به سر
کند سجده اش، لیک با چشم تر
چو نی از مقام غمش یاد کرد
ز هر بند، صد نغمه آزاد کرد
تر و خشک این بزمگه مست اوست
بساط می عشق در دست اوست
چو کردار ساقی به دست خداست
دهد گر قدح، می نخوردن خطاست
همان به که نوشم می خوشگوار
به تکلیف ساقی درین نوبهار...
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و لطافت طبیعت و نقش آفرینشدهنده در خلق هستی است. شاعر به توصیف جلوههای مختلف طبیعت، از جمله سبز شدن درختان، شکوفایی گلها و سرزندگی صبحگاه میپردازد. همچنین به دور هم جمع شدن انسانها در بزم می و عشق و لذت از زندگی اشاره میکند. شاعر با تصویرسازیهای زیبا و استفاده از نمادهایی چون ساقی و جام، میخواهد نشان دهد که همه چیز به دست خداوند و فیض اوست و نوشیدن می در این بهار تازه، همراه با لذت و شوق باید باشد.