شمارهٔ ۱ طغرل احراری
طغرل احراری / اشعار دیگر / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
جهان نظم را سلطان چهارند
که هر یک باغ دانش را بهارند
اول فردوسی آن کز خاک طوس است
از او روی سخن روی عروس است
دوم سعدی که او سر زد ز شیراز
رسد شیرازیان را بر جهان ناز
نسیم سرو ریاض قوم نظامی
کز او ملک سخن باشد تمامی
چهارم انوری تا سر برآورد
چو آب پاک از خاک ابیورد
پس ازین چار استاد هنرور
سخنهای من و غیر من آور
نوایی بلبل اصوات زاغ است
خرام کبک و رفتار کلاغ است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به معرفی چهار شاعر بزرگ و دارای اعتبار در ادبیات فارسی میپردازد که هر یک به نوعی در باغ دانش و هنر نقش دارند. این چهار شاعر عبارتند از: فردوسی، که از خاک طوس برخاسته و سخنش زیباست؛ سعدی، که از شیراز آمده و برای شیرازیان عزت و ناز به ارمغان آورده است؛ نظامی، که سخنانش به سرزمین هنر تعلق دارد؛ و انوری، که مانند آبی پاک از خاک ابیورد به ظهور رسیده است. در پایان، شاعر به این اشاره دارد که پس از این چهار استاد، دیگر سخنسرایان نیز وجود دارند، اما با کیفیتهای مختلف.