نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ طغرل احراری

طغرل احراری / اشعار دیگر / وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع

اگر به سوی من آیی ای مه

ز حال زارم شوی تو آگه

به رحم آید دل تو ناگه

نمایی با من تو لطف و احسان

به دام زلف و به تار گیسو

اسیر کردی تو جان و دل را

به تیغ ابرو نمودی قتل و

کشیدی یکسر به تیغ مژگان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به کسی می‌گوید که اگر به سوی او بیاید، حال زار و بدش را مشاهده می‌کند. او از دل رئوف و مهربان طرف مقابل درخواست می‌کند که به او لطف کند و با زلف و گیسویش او را اسیر کند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که ابروی معشوقش به او آسیب می‌زند و مژگانش او را به مرگ می‌کشاند.