شمارهٔ ۱۵ - شرار آتش عشق ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل دوم - مدیحهسراییها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بگویمت سخنی کاندر او نه جای اشک است
که هر که طاعت حق کرد افضل از ملک است
هر آنکه بندگی حق نکرد و سهل شمرد
به روز باز پسین، جایش اسفلین درک است
هر آنکه نیست به جانش شرار آتش عشق
به نزد اهل خرد، چون طعام بی نمک است
طلا چو بی غش و صافی درآید از بوته
دگر چه باکی و اندیشه ایش از محک است
روندهٔ ره کوی حبیب کی داند
که در میان رهش پرنیان و یا چنک است
الا! که جامهٔ ابر شمین ببر داری
مکن تو فخر بر آن کس که جامه اش قدک است
تو ذره پروری آموز کافتاب فلک
ز ذره پروریش جا به چارمین فلک است
طریق بنده نوازی از آن کسی آموز
که خادم در دولت سرای او ملک است
علی عالی اعلا که جبرئیل امین
ضمیر هر سخنش یا علی فدیت لک است
کسی که مهر علی نیست ذره ای به دلش
هزار مرتبه بدتر ز غاصب فدک است
کسی که بغض علی ذرهٔ ست در دل او
یقین به گفته ی«ترکی» که کمتر از کپک است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به بیان فضیلت بندگی و طاعت خداوند میپردازد و تأکید میکند که اطاعت از حق بهترین مقام را به فرد میدهد. شاعر میفرماید که کسانی که بندگی خدا را کماهمیت میشمرند، در روز قیامت در جایگاه پستتری خواهند بود. عشق به حق و اهل خرد نیز مورد ستایش قرار میگیرد و کسانی که بیعشق هستند، همچون غذایی بینمک به شمار میآیند. همچنین، شاعر به تمثیلهایی از طلا و پوششهای مختلف اشاره میکند تا نشان دهد که اصالت و پاکی درون از اهمیت بیشتری برخوردارند. او همچنین درباره علم و بزرگمنشی علی (ع) و جایگاه او در نزد خداوند مینویسد، و کسانی که در دل خود بیزاری از علی دارند را به شدت نکوهش میکند. در مجموع، این شعر به ارزشهای معنوی و عشق به اهل بیت میپردازد.