شمارهٔ ۲۱ - آب فرات ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آی آب فرات! از چه گل آلود روانی؟
شرمنده مگر از عطش تشنه لبانی
خوش طمع تر از شربت قندی تو از آن رو
همسایه تو با مدفن شیرین دهنانی
کوثر به جنان است و تو در کرب و بلایی
بهتر ز جنان کرب و بلا تو به از آنی
چون ریخته در پای تو خون شه عطشان
دانم به یقن، سرخ و گل آلود از آنی
پهلوی تو شد سینهٔ فرزند نبی چاک
زان روست که با سینه به هر سمت روانی
تو مهریهٔ فاطمه ام النقبابی
از سایر انهار تو مشهور جهانی
دردا که نکرد از تو لبی سبط نبی تر
جان داد و ندادش ز ستم شمر، امانی
«ترکی » به تو عاشق بود ای آب روان بخش!
شک نیست که معشوق به صاحب نظرانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به آب فرات اشاره میکند و آن را با معانی عمیق و تاریخی مرتبط میسازد. او از شرم آب فرات به خاطر تشنگی انسانها میگوید و زیبایی آن را با شربت قند مقایسه میکند. همچنین، فرات را با کوثر در بهشت مقایسه میکند و آن را در شرایط سخت کربلا توصیف میکند. شاعر به خون شهیدان و سختیها در این راه اشاره میکند و از عشق ترکی به این آب روان سخن میگوید. در نهایت، او به مقام و اهمیت فرات در تاریخ و فرهنگ اسلام اشاره میکند و غم و اندوهی را به خاطر عدم امنیت برای نوه پیامبر ابراز مینماید.