شمارهٔ ۲۹ - محراب عشق ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نهاد شمر چو بر خاک، ماه روی حسین
ستاره ریخت فلک بر غبار کوی حسین
حیا نکرد ز روی نبی و فاطمه خصبم
نهاد خنجر بیداد، بر گلوی حسین
به سجده رفت به محراب عشق، روح نماز
به جای آب شد از خون سر، وضوی حسین
ندانم آنکه به زینب چها گذشت آن دم
که کرد با دل خونین نظر، به سوی حسین
سوار بر شتر بی جهاز شد زینب
به شام رفت و به دل ماندش آرزوی حسین
چسان به آتش دوزخ برند «ترکی» را
که هست آب رخ او، ز خاک کوی حسین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مظلومیت امام حسین (ع) و وقایعی که در کربلا و بعد از آن برای او و خانوادهاش رخ داد، میپردازد. شاعری به طور خاص به شمر، که یکی از مخالفان حسین بود، اشاره میکند و مینویسد که او به راحتی خنجر را بر گلوی حسین گذاشته است. همچنین به زینب، خواهر حسین، اشاره میشود که پس از واقعه عاشورا با دل خونین و آرزوی برادرش راهی شام میشود. در انتها به عذاب و حسرتی که برای کسانی که با حسین دشمنی کردند میافزاید. شاعر با استفاده از تصاویری عاطفی و حزنآگین، ستم و بیعدالتی را به زبانی شاعرانه به تصویر میکشد.