شمارهٔ ۳۲ - واقعهٔ کربلا ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یاران مگر حسین ولی خدا نبود؟
یا یادگار فاطمه و مرتضی نبود؟
تا روزگار چید به گیتی اساس ظلم
ظلمی چو ظلم واقعهٔ کربلا نبود
از بی کسی نهاد سر خود به روی خاک
شاهی که غیر دامن زهراش جا نبود
یحیی سرش بریده شد از خنجر جفا
اما ز کین، بریده سرش از قفا نبود
ایوب صبر کرد به رنج و محن ولی
صبرش چو صبر سید سجاد ما نبود
سوزد دلم به حالت بیمار کربلا
کو را به غیر اشک، دوا و غذا نبود
در راه شام زینب محنت رسیده را
دردی بدتر ز گم شدن طفل ها نبود
«ترکی» ز دیده خون بفشان بهر کشته ای
کورا کفن به بر، به جز از بوریا نبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مصائب و مظلومیت امام حسین (ع) و واقعه کربلاست. شاعر به جایگاه ویژه حسین به عنوان ولی خدا و یادگار فاطمه و مرتضی اشاره میکند و ظلمی که بر او و یارانش در کربلا رفته را بینظیر میداند. او به بیکسی حسین و فداکاریهایش میپردازد و میگوید که هیچ کسی به اندازه او مظلوم نبوده است. در ادامه، شاعر به داغ خانواده حسین، بهویژه زینب، و درد و رنج آنان اشاره میکند و بیان میکند که بزرگترین رنجها در این مصیبت بر آنها رفته است. این شعر با احساساتی عمیق و غمانگیز، یادآور فاجعه کربلا و عظمت شخصیت حسین (ع) است.