نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ - فزون از ستاره زخم ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاهی که جان سپرد و، ببر مادرش نبود

جز خاک گرم کرب و بلا بسترش نبود

لب تشنه جان سپرد میان دو نهرآب

گویا که آب، مهریهٔ مادرش نبود

در حال احتضار، به هر سو نظر نمود

غیر از سنان و شمر، کسی بر سرش نبود

بر سینه اش که داشت فزون از ستاره زخم

اما چو زخم داغ علی اکبرش نبود

از بس رسیده بود به جسمش سنان و تیر

جای درست در همهٔ پیکرش نبود

پوشیده بود بر تن خود کهنه پیرهن

آن جامه بعد کشته شدن، در برش نبود

احساس بین که او به غمستان کربلا

غیر از غم سکینه غم دیگرش نبود

شمر لعین برید سرش را زتن مگر

خوف از خدا و شرم ز پیغمبرش نبود

آه از دمی که زینب کبری ز کربلا

می رفت سوی شام و، به سر افسرش نبود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره شهادت امام حسین (ع) و شرایط دردناک او در کربلاست. شاعر به توصیف لحظات آخر زندگی امام حسین می‌پردازد و به تنهایی و غم او اشاره می‌کند. او در این شرایط، تنها نشانه‌های دشمنی مانند سنان و شمر را می‌بیند و جراحت‌های زیاد بر تنش را یادآوری می‌کند. همچنین به لباس‌های کهنه‌اش و درد فراق عزیزانش، به‌ویژه علی اکبر و سکینه، اشاره دارد. نهایتاً، تاختن شمر بر او و فراق زینب کبری در مسیر شام را به عنوان لحظات تلخ شهادتش یادآور می‌شود. شعر احساس عمیق فقدان، رنج و تنها گذاشتن امام را منتقل می‌کند.