نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

«در دلم لاله‌صفت، خون جگر می‌ریزد

صدف دیده به رخ، لؤلؤ تر می‌ریزد»

هر زمان یاد کنم از لب عطشان حسین

دجله‌سان، آب سرشکم ز بصر می‌ریزد

بهر خونی که چکید از گلوی او به زمین

از ره دیده مرا خون جگر می‌ریزد

یادم از حنجر خشکیدهٔ او چون آید

اشک خونین من از دیدهٔ تر می‌ریزد

زان شراری که ز سوز عطشش بر جان بود

گوییا بر دلم از غصه شرر می‌ریزد

شمر با چکمهٔ پا سینهٔ او را بشکست

طایر روحم از این واقعه، پر می‌ریزد

با لب تشنه بریدند سرش را ز قفا

جبرئیل از غم او خاک به سر می‌ریزد

صفحهٔ دفتر «ترکی» ز چه خون‌آلود است

مگر از خامهٔ او خون جگر می‌ریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به شدت تحت تأثیر مصیبت‌های امام حسین (ع) و واقعه عاشورا قرار دارد. او با استفاده از تصاویری عاطفی و نمادین، احساسات عمیق خود را درباره درد و رنج آن حضرت بیان می‌کند. اشک‌ها و خون جگر از چشمان او جاری است و هر یادآوری از لب عطشان حسین او را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. او از ظلمی که به حسین (ع) روا داشته شده و حوادث وحشتناکی که بر او گذشته، یاد می‌کند و این احساسات دردناک به صورت تصاویر زیبا و تراژیک در شعرش تجلی یافته است. به طور کلی، این شعر تجسمی از غم و اندوه عمیق شاعر درباره عاشورا و شهادت امام حسین (ع) است.