نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ - زانوی غم ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

من از جور و جفای چرخ کج‌رفتار، می‌نالم

نه بیمارم ولی چون مردم بیمار، می‌نالم

حسین از جور شمر شوم، لب‌تشنه ز کف جان داد

من از بی‌رحمی شمر جنایت‌کار، می‌نالم

پی انگشتری انگشت او را اهرمن ببرید

من از بی‌رحمی آن کافر غدار، می‌نالم

به دشت کربلا در خیمه‌گاهش ریختند آتش

ز آتش‌بازی آن دشت آتش‌بار، می‌نالم

پناه عالمی در کربلا شد بی‌کس و تنها

ز درد غربت آن خسرو بی‌یار، می‌نالم

ز دشت نینوا تا بر سر نی شد سرش تا شام

به سان نی، که نالد در دل نیزار، می‌نالم

سپاه شام و کوفه صدهزار و شاه دین تنها

ز بی‌آزرمی آن لشکر بسیار، می‌نالم

کنار نعش اکبر ناله چون لیلا کشید از دل

ز سوز ناله‌اش پیوسته مجنون‌وار، می‌نالم

خزان شد تا بهار عمر گل‌های بنی‌هاشم

چو بلبل روز و شب، در ساحت گلزار، می‌نالم

سکینه سر نهاده بر سر زانوی غم دایم

ز بی‌غمخواری آن طفل بی‌غمخوار، می‌نالم

به حال زینب غم‌دیده همچون ابر می‌گریم

به درد بی‌دوای عابد تب‌دار، می‌نالم

از آن روزی که دیده کوچه‌های شام را زینب

چو «ترکی» بر سر هر کوچه و بازار، می‌نالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی مصائب و دردهای امام حسین (ع) و خاندان او در واقعه‌ی عاشورا و پس از آن است. شاعر از ظلم و بی‌رحمی دشمنان صحبت می‌کند و از جان‌باختن ایشان در کربلا و دردهای زینب و سکینه، دو دختر امام حسین (ع)، به شدت ناله و دلتنگی می‌کند. او به وقایع تراژیک مانند تشنگی امام حسین، ظلم شمر و آتش زدن خیمه‌ها اشاره می‌کند و حزن و اندوه خود را از این واقعه تلخ و شهادت یاران حسین (ع) و غم‌های پس از آن ابراز می‌دارد. شاعر در پایان، ناله‌های زینب را در کوچه‌های شام به تصویر می‌کشد و به غم و اندوه بی‌پایان او اشاره می‌کند.