شمارهٔ ۳۶ - چرخ نیلگون ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای زخم های پیکرت از اختران فزون
وی چهره ات زخون گلوی تو لاله گون
مقتول چون تو دیده ندیده است تا به حال
قاتل چو شمر، کس نشنیده است تا کنون
جرمت چه بود شمر سرت از قفا برید
افکنده پاره پاره تنت را به موج خون
خولی سرت نهاد به خاکستر تنور
جایی دگر نداشت مگر آن لعین دون
ای کاش! آسمان به زمین، سرنگون شدی
آن دم که بر زمین، شدی از صدر زین نگون
آن دم که خون پیکر پاکت به خاک ریخت
چون آسمان، زمین شدی ای کاش بی سکون
آن دم که شد برون ز تنت جان ز تشنگی
ای کاش! جان شدی ز تن انس و جان برون
چون پیکر تو گشت گلدکوب اسب ها
زیر و زبر چرا نشد این چرخ نیلگون؟
در ماتم تو ای شه گلگون قبای عشق
«ترکی» به جای اشک، چکد خونش از عیون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زخمها و مصائب شخصی میپردازد که مظلومانه کشته شده است. شاعر از چهره خونین و بدن پارهپاره او سخن میگوید و به وحشیگری قاتل اشاره میکند. این شعر احساساتی از درد و غم را به تصویر میکشد و آرزو میکند که آسمان به زمین بیفتد و جهانی دیگر بر سر غم و اندوه این واقعه بیافریند. شاعر به تأثیر عمیق این واقعه بر انسانها و دنیای اطراف اشاره دارد و از ایکاشهای مکرر خود برای تغییر سرنوشت میگوید. در نهایت، شعر به عزاداری و ماتم برای شهیدی اشاره دارد که عشق و پاکی او در دلها باقی مانده است.