نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ - چشم اشکبار ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

شبان تیره به درگاه کردگار، بنالم

ز جور چرخ و، ز بیداد روزگار، بنالم

چو نی به حال شهیدان نینوا بخروشم

به جان نثاری یاران جان نثار، بنالم

چو در خیال من آید نهال قامت اکبر

سحاب وار، بگریم هزار وار، بنالم

کنم چو یاد من از حلق پارهٔ علی اصغر

به تشنه کامی آن طفل شیرخوار، بنالم

برای آنکه خزان شد بهار گلشن طاها

ز شاخ شعله برآید اگر بهار، بنالم

فراز نیزه سر شاه در مقابل زینب

به خاطر آرم و، از جور نیزه دار، بنالم

دیار شام و خرابه مرا رسد چو به خاطر

به یاد زینب آواره از دیار، بنالم

چکد ز دیده سرشکم ز گریه های سکینه

به دختری که شد از هجر باب، زار بنالم

به جای اشک رود سیل خون، ز دیدهٔ «ترکی»

ز سوز سینه و با چشم اشکبار، بنالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به مظلومیت و مصیبت‌های اهل بیت (ع) اشاره می‌کند. او از درد و رنج ناشی از ظلم روزگار ناله سر می‌دهد و با احساسات عمیق، به یاد شهیدان کربلا، به‌ویژه علی اصغر و زینب، گریه می‌کند. او همچنین به یاد خزان گلشن طاها و ظلمی که به اهل بیت روا داشته شده، اشک می‌ریزد و بر معصومیت و مشکلات دختران اهل بیت و سختی‌های آنها در دوران پس از عاشورا تأکید می‌کند. شاعر احساس عمیق شکست و غم را از دلنشینی زندگی اهل بیت و از فجایع کربلا بیان می‌کند.