نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ - آتش داغ ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

« ای که با مهر تو آب و گلم آمیخته شد!

شور از آتش داغت به دلم ریخته شد »

ای شهیدی که شدی کشته لب آب روان

تشنه لب خون ز گلویت به زمین ریخته شد

خاک شد تربت و مسجود خلایق گردید

تا که با خاک زمین، خون تو آمیخته شد

درصف ماریه، پهلو چو نهادی بر خاک

به سرما ز غمت خاک آلم، بیخته شد

لشگر کوفه و شام، از پی فرمان یزید

در پی کشتنت از جای برانگیخته شد

رشتهٔ عمر جوانان کمان ابرویت

از ستمکاری اعدای تو بگسیخته شد

ای غریبی که به کوفه، سر دور از بدنت

گه به دروازه گهی بر شجر آویخته شد

آه زینب سوی افلاک برآفروخت علم

خنجر شمر، چو بر قتل تو آهیخته شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و واقعه عاشورا است. شاعر به زیبایی عشق و محبتی را که به امام حسین (ع) دارد، بیان می‌کند و از درد و رنج‌های او در زمان شهادت صحبت می‌کند. او به توصیف لحظات سختی می‌پردازد که امام حسین (ع) در کنار آب، با تشنگی و در نهایت خونریزی به شهادت رسید. همچنین به ذکر این نکته می‌پردازد که خاک تربت او مقدس شده و مردم به او احترام می‌گذارند. در انتها، به غم و حزن خواهر امام حسین (ع)، زینب کبری (س)، و واکنش او نسبت به شهادت برادرش اشاره می‌کند. این شعر آمیخته‌ای از عشق، حماسه و اندوه است.