شمارهٔ ۴۵ - دیدهٔ خونبار ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر سبط نبی گنبد دوار بنالد
شمس و قمر و ثابت و سیار بنالد
ظلمی که بر او رفت یقین تا به قیامت
نبود عجبی گر در و دیوار بنالد
چون حنجر او شمر برید از دم خنجر
بر حنجر او خنجر خونخوار بنالد
چون رفت سر سبط پیمبر به سر نی
زین واقعه نی ناله کند زار بنالد
بر غربت و مظلومی او فاطمه گرید
بر بی کسی اش احمد مختار بنالد
در خلد برین فاطمه با دیدهٔ خونبار
بر غربت آن خسرو بی یار بنالد
در جنت فردوس، ز غم جعفر طیار
بر حالت عباس علمدار بنالد
در طی سفر از غم جانسوز برادر
زینب سر هر کوچه و بازار بنالد
از خوردن سیلی به ره شام سکینه
با سوز دل و دیدهٔ خونبار بنالد
در کنج خرابه، ز الم سید سجاد«ع
بر حالت بیماری خود زار بنالد
به اله عجبی نیست کز این نظم جگر سوز
«ترکی» اگرت دفتر اشعار بنالد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از مظلومیت و حزن و اندوه اهل بیت پیامبر (ص) سخن میگوید. او به واقعهای تلخ اشاره میکند که بر سبط پیامبر، امام حسین (ع)، رخ داده است. شاعر با توصیف شور و نالۀ خورشید، ماه و ستارگان، به ابراز احساسات میپردازد. او به قتل امام حسین و مظلومیتش میپردازد و به درد و رنجی که بر خانوادهاش، به ویژه فاطمه (س) و زینب (س)، رفته، اشاره میکند. این شعر به احساسات عمیق و اندوهی که پس از واقعه عاشورا در دل خانواده و یاران امام حسین (ع) باقی مانده، میپردازد و بیانگر یادآوری مصائب اهل بیت است.