شمارهٔ ۵۳ - لوای ماتم ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کشته ای که مقتل تو دشت کربلاست!
وی تشنه ای که خون تو را خونبها خداست
بگذشته قرن ها ز زمان شهادتت
اما لوای ماتم تو ابد بپاست
گریم به پیکر تو که افتاده بر زمین
یا بر سرت که بر شده بر نوک نیزه هاست
شمر از قفا بریده چرا تشنه لب سرت
این ظلم بی حساب، به عالم کجا رواست؟
کس از قفا سری نبریده است تا کنون
در حیرتم بریده سرت از قفا چراست؟
کس یک پرند را نبرد تشنه سر ز تن
از چیست تشنه لب سر تو از بدن جداست؟
چون سینهٔ تو گشت لگد کوب اسبها
خون چگر ز داغ تو جاری به سینه هاست
جسم تو چاک چاک به شمشیر شد ولی
مرحم به زخم های تو ازاشک دیده هاست
تاثیر خون توست که با خاک شد عجین
زان روست خاک قبر تو هر درد را شفاست
«ترکی» اگر به کرب وبلایت رود به خاک
خاکش به چشم اهل نظر، به ز کیمیاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به شهادت امام حسین (ع) در دشت کربلا میپردازد و به شدت از مظلومیت او و ظلمهایی که به او شده، ابراز تاسف و اندوه میکند. شاعر به توصیف وضعیت پیکر امام حسین و سر او که بر نوک نیزهها قرار گرفته است، میپردازد و به این ظلم بیحد و اندازه اشاره میکند. همچنین، شاعر بر تأثیر خون امام حسین بر دلها و خاک قبر او تأکید میکند و به ارزش بالای آن خاک برای اهل معرفت اشاره میکند. به طور کلی، این شعر یادآور داغ و اندوهی است که بر جا مانده از واقعه عاشورا و بزرگداشت مقام امام حسین است.