شمارهٔ ۵۵ - اهل حرم ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال
صاحب عزای اوست خداوند لایزال
درکربلا ز خنجر بیداد، شد قتیل
صد پاره اوفتاد تنش در صف قتال
شمر از قفا برید سرش را ولی نریخت
یک جرعه آب، بر لبش از چشمهٔ زلال
جسمی که بود زینت آغوش مصطفی
شد از سم ستور، در آن دشت پایمال
در داغداشت عشق، ز جور حرامیان
گردید یا رب از چه سبب خون او حلال
آتش ز راه کین، به سراپرده اش زدند
آنان که بوده اند ستمکار و بدسگال
اهل حرم شدند گریزان ز هر طرف
زن های سال خورده و، طفلان خردسال
در آن میان سکینه مظلومه دخترش
پیوسته بود وا ابتایش زبان حال
«ترکی» حدیث شاه شهید و شهادتش
تا روز رستخیز، نخواهد شد از خیال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) در کربلا است. شاعر با توصیف فاجعهای که بر امام حسین (ع) و اهل بیتش رفته، به توصیف زیباییهای امام و ظلمی که بر او و یارانش روا داشته شده، میپردازد. او به خونریزی بیدلیل و کشتار مظلومان اشاره میکند و همچنین به حال و روز اهل حرم پرداخته و درد و رنج آنان را در پی این حادثه تلخ به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که یاد و خاطره شهادت امام حسین (ع) تا روز قیامت از ذهنها نخواهد رفت.