شمارهٔ ۷۰ - بادهٔ عشق ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کشته ای که کعبهٔ عشق است کوی تو!
روی تمام عالمیان است سوی تو
ما را شراب کوثر و تنسیم گو مباش
چون خورده ایم بادهٔ عشق از سبوی تو
آب حیات و کوثر و تنسیم و سلسبیل
هیچند پیش خاک در مشکبوی تو
تو در دل منی و من از فرط اشتیاق
هرسو روانه ام ز پی جستجوی تو
گر بزم شادمانی و گر مجلس عزاست
نقل مجالس است همه گفتگوی تو
آبی که مهر فاطمه بود از چه کوفیان
بستند از طریق شقاوت به روی تو
نازم به همت تو که در سجده زسر تیغ
شد خون پاک حنجرت آب وضوی تو
بوسیده بود زیر گلوی تو را نبی
خنجر حیا نمود که برد گلوی تو
گر کاینات غرقهٔ بحر فنا شوند
کی خونبهاست یکسره بر تار موی تو
شاها!هوای کرب و بلایت به سر مراست
مگذار زیر خاک برم آرزوی تو
گر جان رود ز قالب «ترکی» به کربلا
جان دوباره بر تنش آید ز بوی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و ارادت به شخصیت بزرگ عاشورا، یعنی امام حسین (ع) اشاره دارد. گوینده به زیباییهای عشق و محبت به او اشاره میکند و او را محور تمامی عالم میداند. او از باده عشق و نعمتهای الهی میگوید که تنها از طریق امام حسین (ع) بر زندگیاش جاری شده است. این شعر همچنین به مظلومیت امام و سختیهایی که بر او رفته توجه میکند و عشق عمیق گوینده به او را نشان میدهد، به طوری که حتی در مرگ هم آرزوی وصال او را دارد. در نهایت، شاعر از اشتیاق خود برای پیوستن به امام حسین (ع) سخن میگوید و بیان میکند که تنها در کربلا و در نزدیکی اوست که زندگی واقعی و معنا پیدا میکند.