شمارهٔ ۷۳ - داغ لاله رویان ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
فلک ویران شوی بنگر چه ظلمی، در جهان کردی
به گیتی هر چه ای ظالم!دلت می خواست آن کردی
حسین آن نور حق در کربلا خواندی به مهمانی
ز راه دشمنی آواره اش از خانمان کردی
از اول در عراق آوردی، آن شاه حجازی را
به صد شور و نوایش با خالف همنعنان کردی
از آن پس آب را بستی به روی اهل بیت او
فلک رویت سیه خوش احترام میهمان کردی
حسین آغشته در خون وختم رسل غمگین
یزید بی مروت را ز قتلش شادمان کردی
تنش را در زمین کربلا انداختی بی سر
سرش را در تنور خانهٔ خولی نهان کردی
نهادی در میان طشت زر راس منیرش را
لبش آزرده از جورت ز چوب خیزران کردی
فکندی بر زمین سرو قد رعنای اکبر را
تن چون یاسمینش را ز خون چون ارغوان کردی
خضاب از خون سر کردی تو دست و پای قاسم را
بهار شادی او را به دشت خون، خزان کردی
ز راه کین، به دست حرمله تیر وکمان دادی
گلوی اصغر شیرین زبانش را نشان کردی
پریشان ساختی در کربلا گیسوی زینب را
ز داغ لاله رویان، قامت او را کمان کردی
خیام آل طاها را زدی از راه کین آتش
حریم آل یاسین را گرفتار خسان کردی
ز فریاد و فغان اهل بیت سبط پیغمبر
به دشت کربلا هنگامهٔ محشر، عیان کردی
نشاندی بر شترها اهل بیت میربطحا را
به سوی شامشان با دیدهٔ گریان روان کردی
فلک از این جفاهایی که با آل نبی کردی
به جای اشک، خون از دیدهٔ «ترکی» روان کردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ظلم و ستمی که بر اهل بیت پیامبر، به ویژه سید الشهدا حسین (ع) در واقعه عاشورا رفته است، میپردازد. شاعر به ظلم یزید و دشمنان حسین اشاره میکند که چگونه او و یارانش را از خانههایشان آواره کردند و در کربلا با شور و شوق به جنگ با آنها آمدند. در این شعر، به جهنمگونگی سرنوشت حسین و یارانش، و همچنین به بیرحمیهایی که به آنها روا داشته شد، اشاره شده است. شاعر از خونریزیها، آوارگی اهل بیت و بیاحترامی به شخصیتهای مقدس میگوید و در نهایت، به غم و اندوهی که بر دل خانواده پیامبر نشسته، اشاره میکند. این شعر تجلیگر فاجعهای است که در کربلا به وقوع پیوست و مظلومیت اهل بیت پیامبر را به تصویر میکشد.