شمارهٔ ۷۱ - مصاف عاشقی ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون جفا کردی به آل بوتراب، ای آسمان
کاش گشتی سرنگون همچون جباب، ای آسمان!
شام را معمور کردی ا زپی قتل حسین
ساختی بطحا و یثرب را خراب، ای آسمان
سبط احمد را فکندی در میان خاک و خون
تن برهنه در میان آفتاب، ای آسمان!
دست سقای حرم را از بدن کردی جدا
با لب تشنه کنار نهر آب، ای آسمان!
کندی از بن گلبن حق، اکبر گلگون عذار
ریختی از چشم لیلا بس گلاب، ای آسمان!
قاسم کوکب لقا را در مصاف عاشقی
دست و پایش را زخون کردی خضاب، ای آسمان!
اهل بیت مصطفی را چون اسیران فرنگ
جمله را بستی به یک بند وطناب، ای آسمان!
از جفا بردی به شهر شام، در بزم یزید
دختر خیرالنسا را بی نقاب، ای آسمان!
راس پر نور حسین تشنه لب را از جفا
ساختی زینت ده بزم شراب، ای آسمان!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مصائب و ظلمهایی میپردازد که به اهل بیت پیامبر اسلام، به ویژه امام حسین (ع) و یارانش، در واقعه عاشورا و پس از آن روا شده است. شاعر آسمان را خطاب قرار میدهد و از آن میخواهد که به خاطر جفای خود به آل بوتراب، سرنگون شود. او به حوادث تلخ چون قتل حسین، به اسارت رفتن اهل بیت و به حشر و نشر آنان در بزم یزید اشاره میکند، و همه این دردها و رنجها را به آسمان نسبت میدهد. این شعر به شدت بار عاطفی و اندوهی دارد و به جنبههای فاجعهبار واقعه عاشورا میپردازد.