شمارهٔ ۶۸ - نخل قامت ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
به نجف گذر کن ایا صبا تو زکربلا ز ره وفا
به علی بگو که شهید شد پسر عزیز تو از جفا
تو شه سریر فتوتی، در بحر جود و مروتی
ز نجف بیا تو به کربلا به حسین خود نظری نما
لب خشک و دیدهٔ پر زنم، نظرش بود به سوی حرم
که ز تیغ قاتل سنگ دل، سر او بریده شد از قفا
شده نخل قامت او نگون، رخ او ز خون شده لاله گون
تن او فتاده به بحر خون، سر او به ناوک نیزه ها
تن نازپرور اکبرش ، شده چاک چاک برابرش
ز بدن دو دست برادرش، شده از جفای خسان جدا
ز جفا سکینه یتیم شد، دل او ز غصه دو نیم شد
به دیار غم چو مقیم شد، به فغان کشید ز دل نوا
تو به بزم شام کن گذر، بنما به طشت طلا نظر
بنگر تو چوب یزید را به لب حسین خود آشنا
به خدا که «ترکی» خسته دل،به عزای سبط نبی مدام
نه عجب که خون جگر چکد ز دو دیده اش به غم و عزا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف واقعه عاشورا و مصائب اهل بیت (علیهمالسلام) در کربلا میپردازد. شاعر از صبا میخواهد که به نجف برود و پیام شهادت امام حسین (ع) را به علی برساند. او با ذکر بزرگی و فتوّت علی، حزن و اندوه از شهادت امام حسین و دردهای وارده بر خانواده او را بیان میکند. تصاویری از جنگ، خون و غم و یتیمی سودهاش را به تصویر میکشد و به زجرهایی که حسین و خانوادهاش کشیدهاند، اشاره میکند. در نهایت، به برخی از ظلمهای یزید در شام و تأثیر آن بر دلهای داغدار اشاره میشود. شعری پر از احساس و تألم که به یادآوری مصیبت عاشورا میپردازد.