نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسن ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

فلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو

چرا؟ هر کهنه داغی بود از نو تازه کردی تو

غمی ز اندازه بیرون بر دلم وارد شد از ظلمت

ز بس بر آل طاها ظلم بی اندازه کردی تو

زهم اوراق کردی دفتر آل پیمبر را

کتاب آل سفیان را ز نو شیرازه کردی تو

سر سبط نبی را از قفا از تن جدا کردی

به کوفه بردی و آویزهٔ دروازه کردی تو

شهنشاهی که از آوازهٔ حسنش جهان پر بود

ز قتلش جمله عالم را پر از آوازه کردی تو

اسیر و خون جگر از کربلا تا شام زینب را

پریشان موسوا را شتر جمازه کردی تو

به رخسار زنان و دختران آل بوسفیان

ز خون نوخطان آل عصمت غازه کردی تو

جفاهایی که با آل نبی کردی تو در عالم

دمادم داغ اهل عالمی را تازه کردی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان بلایایی می‌پردازد که به اهل بیت پیامبر (علیهم‌السلام) و به ویژه به امام حسین (ع) و خانواده‌اش در واقعه عاشورا و پس از آن روا شده است. شاعر به مظلومیت و ستم‌هایی اشاره می‌کند که بر آل پیغمبر (ص) و به خصوص بر جوانان و زنان آنها رفته است. او با بیان داغ‌ها و ظلم‌هایی که به این خاندان شده، به عمق درد و رنج آنها پرداخته و کاری که دشمنان با آنها کردند را به تصویر می‌کشد، از جمله به قتل امام حسین (ع) و اسارت خانواده‌اش. در این شعر، ستمگری و بی‌رحمی دشمنان به شدت محکوم شده است و یادآوری می‌شود که این ظلم‌ها نه تنها بر فرد بلکه بر تمام عالم اثر گذاشته است.