نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ - صد هزار افسوس ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زجور چرخ ستمکار، صد هزار افسوس

که کرده روز مرا تار، صد هزار افسوس

عزیز فاطمه شد از جفای چرخ، دریغ

به دشت کرب و بلا خوار، صد هزار افسوس

لوای شاهی سلطان یثرب و بطحا

به کوفه گشت نگون سار، صد هزار افسوس

علم نگون و علمدار با تن بی دست

به نی شده سر سردار، صد هزار افسوس

سری که فاطمه شستن غبار گیسو، رفت

به نوک نیزه، اشرار، صد هزار افسوس

رخی که بود چو خورشید روی خاکستر

نهاد خولی غدار، صد هزار افسوس

به راه شام، سکینه غمدیده تا به شام خراب

کشید محنت بسیار، صد هزار افسوس

فغان که از ستم کوفیان دون، به حسین

کسی نماند مددکار، صد هزار افسوس

نشست عابد بیمار، در خرابهٔ شام

به زیر سایهٔ دیوار، صد هزار افسوس

دریغ و درد که «ترکی» به دشت کرب و بلا

نبود زمرهٔ انصار، صد هزار افسوس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر lamentation (نوحه) به وصف مصائب و ظلم‌هایی می‌پردازد که بر خاندان پیامبر (ص) و به ویژه امام حسین (ع) در واقعه عاشورا و کربلا رفته است. در اینجا، شاعر با استفاده از عبارات و اصطلاحاتی چون "صد هزار افسوس"، از درد و رنج‌های عمیق این مصیبت‌ها می‌گوید. او به فقدان یاران و حامیان حسین (ع) و همچنین به وضعیت نگران‌کننده خانواده او اشاره می‌کند، به ویژه در دشت کربلا و مسیر شام. شاعر با توصیف فاطمه (س)، مختار بودن و عظمت حسین (ع) و همچنین ظلم ستمدیدگان، بیان می‌کند که چقدر این وقایع دردآور و غم‌انگیز بوده و نشان‌دهنده دوری از پرچم حق و حقیقت است.