شمارهٔ ۷۹ - لجهٔ خون ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بوالجایبها از این گردنده گردون دیدهام
ظلم او را در جهان، ز اندازه بیرون دیدهام
چرخ را گفتم که با آل علی گردد به راست
گردش او را کنون، بر عکس وارون دیدهام
میر یثرب را به دشت کربلا عریان بدن
آفتابی را عیان در لجهٔ خون دیدهام
آن سری کز موی او خیر النساء شستی غبار
در تنور خانهٔ خولی ملعون دیدهام
پیکری را کآفتاب از نور وی بودی خجل
از ستاره زخمهایش را من افزون دیدهام
قاسم گلپیرهن را در مصاف خون دریغ
رخت عیشش را ز خون خویش گلگون دیدهام
زینب غمدیده را در داغدشت کربلا
بر سر نعش برادر، زار و محزون دیدهام
بین راه شام و کوفه، حضرت لیلای زار
از غم داغ علیاکبر چو مجنون دیدهام
شرم از زهرا کنم من ورنه در بزم یزید
زینب غمدیده را میگفتمی چون دیدهام
اشک چشم شیعیان را در عزای شاه دین
روز و شب جاری، به سان رود کارون دیدهام
«ترکیا» در جنت ار بیتی به بیتی میدهند
من در این سودا تو را بیشبه مغبون دیدهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مظلومیت و سختیهای اهل بیت پیامبر (علیهمالسلام) میپردازد، به ویژه در واقعه عاشورا و کربلا. شاعر از ظلمی که به آل علی (ع) شده، و داغ و مصیبتهای آنها میگوید. او به صحنههای دلخراش مانند پیکر عریان یحییبنزکریا و زهرای اطهر اشاره میکند و غم و آه زینب کبری (س) را در فراق برادرانش توصیف میکند. شاعر همچنین به اشک و اندوه شیعیان در عزای امام حسین (ع) اشاره دارد و در نهایت، به احساس حسرت خود از دوری و غم اهل بیت در این دنیا میپردازد. این شعر نشاندهنده عمیقترین احساسات عاشقان اهل بیت و بیعدالتیهایی است که بر آنها رفته است.