شمارهٔ ۲ - رحمت پروردگار ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی بیار باده که چون نیک بنگری
دنیا و هر چه هست در او اعتبار نیست
ما مست جام بادهٔ عشق و محبتیم
ما را شراب و کوثر و جنت به کار نیست
بر در گه خدای جهان آفرین کسی
چون من گناه کار، در این روزگار نیست
شادم از آن که با همه سنگینی گناه
مایوسیم ز رحمت پروردگار نیست
روز شمار، کار چو با مرتضی علی است
در دل مرا هراس ز روزِ شمار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد تا باده را بیاورد و به ناپایداری دنیا اشاره میکند که چیزهای آن اعتبار ندارند. او و دوستانش در عشق و محبت سرمست هستند و نیازی به بهشت و چیزهای مادی ندارند. شاعر خود را گناهکار میداند، اما از رحمت خدا ناامید نیست و از این موضوع خوشحال است. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که روزهایش مانند امام علی است و از آینده نمیهراسد.