شمارهٔ ۷۵ - بنیاد غم ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خواستم یک روز بی غم، در جهان باشم نشد
داد داد از دست غم، فریاد از بیداد غم
گر به دستم اوفتد مینایی از صهبا شبی
با دو جامی بر کنم از شش جهت، بنیاد غم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر آرزوی یک روز بدون غم را دارد، اما این آرزو محقق نمیشود. او از شدت غم و فریاد بیداد آن میگوید و اگر فرصتی پیدا کند، با نوشیدن شرابی میخواهد بنیاد غم را از بین ببرد.