شمارهٔ ۸۰ - آسمانی رنگ ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سر و سیم اندام من، آن غیرت ماه تمام
آمد از کاشانه بیرون با دو زلفی پر زتاب
آسمانی رنگ دیدم در برش رنگین قبا
این سخن شد راست کاندر آسمان است آفتاب
گفتمش جانا! به وصلت می رسم ایا شبی؟
گفت وصل من نخواهی دید «ترکی» جز به خواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر از زیبایی معشوق خود سخن میگوید و او را به ستارهای در آسمان تشبیه میکند. معشوق با زلفهای زیبا و رنگین خود توجه شاعر را جلب میکند. شاعر میگوید که به وصال معشوق خواهد رسید، اما معشوق در پاسخ میگوید که این وصال فقط در خواب ممکن است و نه در واقعیت.