نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ - خطاب به تاریخ فرخی یزدی

فرخی یزدی / دیگر سروده‌ها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

راستی نبود به‌جز افسانه و غیر از دروغ

آنچه ای تاریخ وجدان‌کش حکایت می‌کنی

بی‌جهت از خادم مغلوب گویی ناسزا

بی‌سبب از خائن غالب حمایت می‌کنی

پیش چشم مردمان چون شب بود رویت سیاه

زان که در هر روز ای جانی جنایت می‌کنی

از رضا جز نارضایی حکم‌فرما گرچه نیست

بعد از این از او هم اظهار رضایت می‌کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به انتقاد از تاریخ و روایت‌های نادرست آن می‌پردازد. شاعر به بررسی حقیقت و دروغ در تاریخ می‌پردازد و می‌گوید که آنچه به عنوان تاریخ روایت می‌شود، بیشتر افسانه و دروغ است. او از کسانی که از خائنین حمایت می‌کنند و به مظلومان ناسزا می‌گویند، انتقاد می‌کند. همچنین به سیاهی روی کسانی که جنایت می‌کنند اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر حکمرانی جز نارضایی نداشته باشد، باز هم از او رضایت می‌گیریم. به طور کلی، شعر بر بی‌عدالتی و نادرستی‌های تاریخ تأکید دارد.