نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای همایون نظر، از من نظری باز مگیر

طوطیم در قفس از من شکری باز مگیر

سگ قصاب توام خورده ز جانم جگری

چون جگر می‌خورم از من جگری باز مگیر

شب امید مرا، روز دل‌فروز تویی

بنما روز و نسیم سحری باز مگیر

پا اگر بازگرفتن ز تو من آن دگر است

تو ز من پا به امید دگری باز مگیر

ای به تو زنده من و زنده به تو جان ظهیر

تو ز بیمارگران گل‌شکری باز مگیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و دل‌تنگی شاعر است. شاعر از محبوب خود می‌خواهد که محبت و توجهش را از او نگیرد، زیرا او دچار کمبود عشق و امید است. او به نوعی احساس اسارت در برابر عشق را توصیف می‌کند و از محبوبش می‌خواهد که از او جدا نشود و به زندگی‌اش ادامه دهد. استفاده از تصاویر مثل "طوطی در قفس" و "سگ قصاب" نشان‌دهنده درد و رنجی است که شاعر از فقدان عشق احساس می‌کند. در نهایت، او به زندگی و وجود محبوبش وابسته است و به شدت نیازمند حضور اوست.