نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ایا نموده به صد علم در جهان معجز

تویی که دهر نظیر تو نیز ننماید

محیط جاه تو تا غایتی ست در وسعت

که بر محدب گردون به نقطه ای ساید

جواب قطعه و تشریف اگر چه دیر کشید

رهی چگونه زبان عتاب بگشاید

که دست و طبع تو بحر علوم و کان عطاست

ز بحر و کان نه به هر وقت در و زر زاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و عظمت یک فرد خاص اشاره دارد که به نظر می‌رسد دارای دانش و علم بی‌نظیری است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هیچ‌کس در دنیا نمی‌تواند با او مقایسه شود و وسعت علم و جاه او به حدی است که می‌تواند بر همه چیز تسلط داشته باشد. همچنین، شاعر از سختی در بیان احساسات و عواطف خود خبر می‌دهد و به این امر می‌پردازد که چگونه می‌توان کلمات مناسب برای توصیف این عظمت را به کار برد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که علم و دانش او همچون دریایی عمیق و غنی است که در هر زمان، گوهرهای ارزشمندی از آن به دست می‌آید.