نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین

از دولت تو تا به ابد انقلاب دور

عالم بر آفتاب بقای تو روشن است

بادا غبار حادثه زان آفتاب دور

گر حال من بپرسی و در خاطر آوری

تا در چه محنتم نبود از صواب دور

در آرزوی خدمت خاک جناب تو

مانم به تشنه ای که بماند ز آب دور

تا دورم از جناب تو دورم ز عافیت

خود عافیت چگونه بود زان جناب دور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احوال شاعر در فاصله از محبوب و مقام والا اشاره دارد. شاعر با ستایش از مقام بلند بهای دین، ابراز می‌کند که حتی در دوری از محبوب خود، همچنان آرزوی خدمت به او را در دل دارد. او به نحوی از درد و محنت خود می‌گوید و اینکه دوری از محبوب، به معنای دوری از آسایش و felicidad نیز هست. در نهایت، شاعر در عمیق‌ترین آرزوهای خود همچنان به حضور محبوب و نورانیت آن اشاره می‌کند.