شمارهٔ ۷۴ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شهریارا برای مدحت تو
تیغ فکرت همیشه آختهام
بر بساط هوات اسب مراد
بر رخ روزگار تاختهام
گرچه از آرزوی خدمت تو
دل و جان را به غم گداختهام
ذکر زحمت نمیکنم حالی
با شراب تهی بساختهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شهریار احساسات عمیق خود را نسبت به مدح و خدمت به محبوبش ابراز میکند. او میگوید که همیشه آمادهی فکر و تلاش برای محبوبش بوده و در رویارویی با مشکلات روزگار از آرزوهایش دست نکشیده است. هرچند که دل و جانش به خاطر عشق و خدمت به او در عذابند، اما از یادآوری زحمتها خودداری میکند و به نوعی با نوشیدن شراب به تسکین خود میپردازد.