شمارهٔ ۸۷ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای چرخ باد پیشه تواضع کنان چو خاک
با فکرت چو آتش و طبع چو آب تو
اسباب خیر و شر شده در پرده قضا
موقوف حکم نافذ و رای صواب تو
گردون که پیش همت تو ذره ای ست،نیست
جز سایه بان طلعت چون آفتاب تو
دانی که مدتی من رنجور خاکسار
خو کرده ام به خدمت خاک جناب تو
آن بخت باشدم که ببینم در این سفر
خود را چو بخت گشته روان در رکاب تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از چرخ و گردونه دنیا و تاثیرات آن بر زندگی انسان صحبت میکند. او با تواضع به خاک پناه میآورد و از فکر و طبع خود به عنوان آتش و آب یاد میکند. شاعر بر این نکته تاکید دارد که خیر و شر در پرده قضا قرار گرفته و همه چیز تحت فرمان و اراده نیکوست. او همچنین از مقام و عظمت معشوق خود یاد میکند و میگوید که او مانند سایهای در کنار نور وجود معشوق میباشد. در نهایت، شاعر به بیان حال رنجور و خسته خود میپردازد و ابراز خوشحالی میکند که در این سفر زندگی، خود را به معشوقش نزدیک میبیند.