نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای گسسته قلاده پروین

زهره از بهر عقد بازوی تو

به نعیم وجود پر کرده

هفت کشور شکم به پهلوی تو

نیست در نه خزانه افلاک

کسوتی کان رسد به زانوی تو

دی مگر اندکی تغیر داشت

رای صافی و روی نیکوی تو

خسرو اختران ندا می کرد

کای من و شش وشاق هندوی تو

کو عروسان خلد تا بینند

گره زلف خود در ابروی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به زیبایی و جاذبه‌های ظاهری و باطنی محبوب خود اشاره می‌کند. او به تشبیه زیبایی‌های معشوق می‌پردازد که نه تنها در وجودش بلکه در رفتار و ویژگی‌هایش نیز نمایان است. شاعر از عناصری چون "قلاده پروین" و "کشورهای نعیم" برای توصیف محبوبش استفاده می‌کند، و بیان می‌کند که هیچ چیزی در عالم به زیبایی او نمی‌رسد. همچنین، اشاره‌ای به حالت رویاگونه و جذابیت او دارد که دیگران را مجذوب خود می‌کند. در نهایت، سخن از عروس‌های بهشت می‌آید که با دیدن محبوب شعر، حسرت زیبایی‌اش را می‌خورند.