نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای ز آثار گرد موکب تو

غصه ها خورده مشک تاتاری

رام کردی سپهر سرکش را

تا چنان شد که از نگونسازی

می بلنگد ز بار من بنگر

که چه کاری بود بدین زاری

من و فتراک دولتت زین پس

تا مرا با سپهر نگذاری

ورنه آخر هم او برون نبرد

پس ازین لنگیی به رهواری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف قدرت و تاثیرگذاری معشوق می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌ها و آثار معشوق سخن می‌گوید و از غم و دردهای خود ناشی از عشق به او شکایت می‌کند. او معشوق را توانا می‌داند و ذکر می‌کند که چگونه این معشوق توانسته است به زندگی‌اش نظم و آرامش ببخشد. اما در پایان نگران از این است که اگر معشوق او را ترک کند، دوباره به حالتی دچار خواهد شد که در آن با مشکلات و دشواری‌ها مواجه خواهد شد. این اشعار نشان‌دهنده عشق عمیق و وابستگی شاعر به معشوقش است.