شمارهٔ ۱۰۳ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بزرگ جهان! گر توانستمی
به جان خاک صدر تو بخریدمی
بپرسیدمت در چنین عارضه
وگر روی بودی نپرسیدمی
تو دانی که گر وصل ممکن بدی
فراق جناب تو نگزیدمی
ولیکن چو من دوستدار توام
تو را در چنان حال چون دیدمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او میگوید اگر امکان داشت، تمام وجود خود را برای معشوق میفروخت. در شرایط خاصی که معشوق را میبیند، از او سوال نمیکند، زیرا میداند که اگر وصالی ممکن باشد، هرگز فراق را نمیپذیرد. با این حال، به عنوان یک دوستدار، وقتی معشوق را در آن شرایط میبیند، خود را در حالتی خاص احساس میکند.