میدان سی و سیم خوف است خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / صد میدان
از میدان تواضع میدان خوف زاید. قوله تعالی: «و اما من خاف مقام ربه.» خوف ترس است، و ترس حصار ایمانست و تریاق تقوی و سلاح مؤمنست. و آن سه قسم است: یکی خاطر، و دیگرمقیم، سیم غالب. آن ترس که خاطرست در دل آید و برگذرد؛آن کمینه ترس است که اگر آن نبود ایمان نبود که بیبیم ایمنی روی نیست و بیبیم را ایمان نیست، و نشانهای بیم ناپیداییست، و آن پیرایه ایمانست. هر کس را ایمان چندانست که بیم است. دیگر ترس مقیم است، که آن ترس بنده را ازمعاصی بازدارد، و از حرام ویرا دور کند، و امل مرد کوتاه کند. سیم ترس غالبست، و آن ترس مکرست، که حقیقت بدان ترس درست آید، و راه اخلاص بدان گشاده آید، و مرد را از غفلت آن باز رهاند. و نشان مکرده چیزست: طاعت بیحلاوت، و اصرار بیتوبه، و بستن در دعا، و علم بیعمل، و حکمت بینیت، و صحبت بیحرمت، و بستن در تضرع، و صحبت با بدان، و بدتر از این همه دو چیزست: بنده را ایمان دهد بییقین یا بنده را بوی باز گذارد. و این بیم تایبانست.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متن درباره ترس و خوف از خدا و ارتباط آن با ایمان و تقوی صحبت میکند. سه نوع ترس ذکر شده است: 1. **ترس خاطر**: این نوع ترس به دل میآید و سریعاً میگذرد. این کمترین نوع ترس است و بدون آن ایمان وجود نخواهد داشت. 2. **ترس مقیم**: این ترس باعث میشود انسان از معاصی و حرامها دوری کند و به او کمک میکند که امیدش را در زندگی کوتاه کند. 3. **ترس غالب**: این ترس به انسان حقیقت ایمان را میآموزد و او را از غفلت بازمیدارد. نشانهای این ترس شامل طاعت بدون حلاوت، اصرار بر گناه بدون توبه، دعا و علم بدون عمل، و صحبت بیاحترام است. در نهایت، این متن به اهمیت ترس از خدا به عنوان جزئی از ایمان و تقوی اشاره دارد و تأکید میکند که بیم و ترس از خدا، شرط لازم برای رستگاری و ارتباط با اوست.