میدان سی و ششم اشفاقست خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / صد میدان
از میدان رهبت میدان اشفاق زاید. قوله تعالی: «الذین هم من خشیة ربهم مشفقون». و اشفاق ترس دایم است. ابریست نور باران. و این ترس نه پیش دعا حجاب گذارد، و نه پیش فراست بند، و نه پیش امید دیوار، این ترس است گدازنده و کشنده، تا که بشارت «الا تخافوا ولاتحزنوا» نشنود نیارامد. خداوند اشفاق را کرامت مینمایند، و از هم زوال آن ویرا میسوزانند، و نور میافزایند، و فزع تغییر در وی میافگنند. و در غربت ویرا برمیکشند، و عتاب در گوش و دل وی میافگنند. و این ترس عارفانست.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متن به بیان مفهومی از ترس و دلهره ناشی از خشیه الهی پرداخته است. این ترس، همچون ابری در دل عارفان وجود دارد که آنها را از دعا و امید باز نمیدارد، بلکه موجب دگرگونی و خلوص در آنها میشود. خداوند به کسانی که از این ترس به خودش پناه میبرند، کرامت و نور میبخشد، در حالی که این ترس میتواند سبب غم و رنج هم باشد. در نهایت، متن به اهمیت و معنای این ترس در زندگی عارفان اشاره کرده است.