میدان هفتاد و پنجم معرفتست خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / صد میدان
از میدان حکمت میدان معرفت زاید. قوله تعالی: «تری اعینهم تض من الدمع مما عرفوا من الحق.» معرفت شناخت است. و این سه بابست و سه درجه بر سه تربیت: اول باب شناخت هستی است و یکتایی با هم مانستنی؛ و دیگر شناخت تواناییست و دانایی و مهربانی؛ سیم شناخت نیکوکاری و دوست داری و نزدیکی. و معرفت اول باب بنای اسلامست، و دیگر باب بنای ایمانست، و سیم باب بنای اخلاصست. راه فرا باب اول بدیدهٔ تدبیر صانعست در گشاد و بند صنایع؛ و راه بباب دوم بدیدار حکمت صانعست در خور شناختن نظایر؛ و راه بباب سیم بدیدار لطف مولی است در شناختن کارها و فرو گذاشتن جرمها، و این باب باز پسین میدان عارفانست و کیمیای محبان و طریق خاصان، طریق دل آرایی و شادی افزایی و مهرگشایی.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره سه نوع شناخت و مراحل آن در میدان حکمت و معرفت صحبت میکند. اولین نوع شناخت، شناخت هستی و یکتایی خداوند است که پایهگذار اسلام است. دومین نوع، شناخت توانایی، دانایی و مهربانی است که پایهگذار ایمان میباشد. سومین نوع شناخت، نیکوکاری و دوستداری است که به اخلاص مربوط میشود. هر یک از این مراحل راه خاصی دارد: - برای اولین مرحله، توجه به تدبیر خداوند در خلقت و صنایع است. - در مرحله دوم، به حکمت و شناخت نظایر میپردازیم. - و در مرحله سوم، به لطف و رحمت خداوند در درک کارها و آمرزش گناهان. این مراحل در نهایت به میدان معرفت عارفان و محبت نزدیک میشود و راهی برای دلآرایی و شادی افزایی است.