بخش ۱۷ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مقامات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
محنت و بلا امتحانست و بر دل و جانست محنت حال محبت عیان کند و کمال وی نقصان نشان کند دام بلا افکند و تخم عطا بپراکند اگر محبت باعطا نیامیزد ببلا بیاویزد محنت گوهر است و گوهر عطا محنت گل است و بلا خار روی کدام طالبست که نیست افکارئی و هر که را گل پسندیده آید از خارش گزند ناید عاشق کشتن رسم این درگاه است اولا باید که صفة صفت آن ادا شود این محنت و محبت قرینه است و محنت بر محبت دیرینه است هر چند بجانست گران نیست هزار جان باید برای دوست بلاء دوست خوش است اگر چه آتش است
گر بر سر من خار و خسک بارانی
باران ترا دوخته ام بارانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
محنت و بلا در واقع امتحانهایی هستند که بر دل و جان انسانها اثر میگذارند. محنت نشاندهندهٔ عمق محبت و کمال آن است و با خود بلایایی به همراه دارد. اگر محبت با عطا ترکیب نشود، به بلایای بیشتری دچار میشود. محنت مانند گوهر و بلایای آن مانند خار هستند و هر کسی که عشق واقعی را خواستار است، باید با مشکلات آن نیز روبرو شود. عاشق واقعی باید برای دوستش هر سختی را تحمل کند، زیرا بلای عشق اگرچه سخت و آتشین باشد، لذتبخش است. در پایان شاعر به بارانی که بر سرش میبارد، اشاره میکند و به معنای عشق و وابستگی به آن اشاره دارد.