نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۹ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مقامات

فقر سیمرغی است که از او جز نام نیست و کسی را بر وی کام نیست فقر مقدم راه نیست و کسی از حقیقت وی آگاه نیست و فقر کبریت احمر است و کیمیا اخضر و فقر نیستی است و کسی در نیستی هستی و هست نشاید و آن یکی است بدست نیاید (والله الغنی و انتم الفقراء) راه نیست هر که جز وی بهستی است درویش است جمله را این مقام در پیش است اما خلق متابع شدنست کار در دیده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

فقر به عنوان یک مفهوم عمیق و معنوی توصیف شده است که نام آن در ذهن‌ها وجود دارد، اما حقیقت آن کمتر درک شده است. فقر مقدمه‌ای برای راه حقیقی نیست و درک عمیق آن برای بسیاری دشوار است. همچنین، فقر به کبریت احمر و کیمیا اخضر تشبیه شده و به عنوان هیچ و عدم شناخته می‌شود. در این معنا، همه انسان‌ها فقیرند و تنها خداوند غنی است. در واقع، کسانی که به غیر از خداوند وابسته‌اند، درویش به حساب می‌آیند و این مقام برای همه وجود دارد، اما بیشتر مردم این معنا را درک نمی‌کنند.