مناجات شمارهٔ ۱۹۹ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی تو آنی که نور تجلی بر دلهای دوستان تابان کردی و چشمه های مهر در سر ایشان روان کردی، تو پیدا و به پیدایی خود در هر دو گیتی نا پیدا کردی. ای نور دیدهٔ آشنایان و سُوز دل دوستان و سرور جان نزدیکان، همه تو بودی و تویی، تو نه دوری تا ترا جوینده نه غافل تا ترا پرسند، نه ترا جز بتو یابند. خداوندا یکبار این پردهٔ من از من بردار، و عیب هستی من از من وادار و مرا در دست کوشش مگُذار بار خدایا کردار از ما در میار و زبان ما از ما وادار.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به دعا و نیایش اختصاص دارد که در آن فرد درخواست میکند خداوند به او نور و محبت عطا کند و از او بخواهد که پردههای ناپیدایی را از چشمانش بردارد. او از خداوند میخواهد که او را در مسیر صحیح هدایت کند و از وظایف و کارهای ناپسند دور کند. در واقع، این درخواست برای نزدیکی به خداوند و درک بهتر از وجود اوست.